sajad
با بچه ها پاستور بازی میکردیم(7 خبیس)! بعد من ی دور جلاد شدم دوستمو حسابی کتک زدم! بعد شانس گند ما دور آخر دزد شدم اون دوستمم وزیر که باید تعداد جریمه هارو میگفت!!! ی رقم بالا گفتو منم لجم در اومد! بلند گفتم از فردا میشینم باهتون بازی میکنم تا ی بار یَزید بشم! کل جمع ساکت شود بعد همه باهم زدن زیر خنده!بعد فهمیدم چی سوتی بزرگی دادم
» محسن «
کی به من خندیده؟ وقتی که فهمیده؟ داداشم کارگرِ ، توو خونه نون میپزه و داهاتیه!!!! (محسن چاوشی در حال سوتی دادن)
» محسن «
ایشالا همیشه سایتون بالا سرتون باشه (سوتیِ بعد از مراسم ختم)
» محسن «
هیچ وقت برای ندانستن عیب نیست (سوتی حکیمانه یکی از دوستان)
مانیـــــا
به مامانم میگم : نسل ما فقط میتونه با کامپیوترش زندگی کنه ، هر شبی که پیش شما ها نشستم دردودل کردم , یا بحثمون شد یااخرش به نتیجه نرسیدیم .. میگه : خب شاید منم حواسم به کامپیوتر بوده اونموقع تو نت بودم هان ؟ میگم مامان این جواب من بود اخه ؟!!! میخنده میگه یا تو برو تو پیج سوتی ها بنویس یا من ..!!! :O