ܓܨarina$ ܓܨ
"دو نقطه پرانتز باز ".. جواب ِ من به ناملایمتی های روزگار..
ܓܨarina$ ܓܨ
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم.. ولی الان که اومدی دیگه اسم خودمم یادم نمیاد..
ܓܨarina$ ܓܨ
هر روز به امید روزی بهتر.. مثال ِ سُماق مکیدن ..
ܓܨarina$ ܓܨ
همه چی آرومه .. من چقد خوشحالم.. مثال ِ چوپان دروغگو..
ܓܨarina$ ܓܨ
درسته حرف نمیزنم ولی این دلیل بر لال بودنم نیست..مثال ِ خستگی ِ قناری از آواز ..
ܓܨarina$ ܓܨ
آدامسی که مُدام جویده میشه ، بجای حرفایی که باید زده بشه..
ܓܨarina$ ܓܨ
دوشِ آب ِسرد گرفتم تا سردي رفتارتو يادم بره ولي ديدم هيچي سردتر از اون نگاه سردت نبود |:
ܓܨarina$ ܓܨ
ربطی به چشم ها ندارد..چشم ها را نباید شست.. خاطرات را آب و جارو کنید از دل ..
♞♞ آزاده ایـــرانـی ♞♞
چرا ترک کنم سیگار لعنتی را که فریاد میزند نبودنت را؟ که در دست میگیرم بدن نرمش را جای دستهای سردت که کام میگیرم از لبان گرمش جای لبهای سردت که حس میکنم بودنش را …
♞♞ آزاده ایـــرانـی ♞♞
کو ک همین تفاهم مردی که عادت زنانه دارد / گمم کرده از خودم ! ترافیک عاشقی راه می افتد چمدانم را دست می گیرم تا ایستگاهی که نمی دانم کجاست ؟ راه می روم ودود می دانم از کنده بلند نمی شود / اینبار برای من ! جاده هم تعریفی تازه از من دارد / کش می آید اتو بوس رفته است چقدر خوشبخت می شود / این جنازه ی کنار نیمکت انتظار که جا مانده است . و عشق همین تعریف سیگار نکشیده ای ست / بر کورسوی خاک .
♞♞ آزاده ایـــرانـی ♞♞
ممكن است امشب بميرد با سوختهگى سينهى كُتش از آتش گلولهيى. هم امشب به سوى مرگ رفت با گامهاى خويش. پرسيد: - سيگار دارى؟ گفتم: - بله. - كبريت؟ گفتم: - نه شايد گلوله روشنش كند. سيگار را گرفت و گذشت... شايد الآن دراز به دراز افتاده باشد سيگارى نيفروخته بر لب و زخمى بر سينه... رفت. نشانهى تكثير و تمام.
DudE
یه سیگاری واقعی فقط در دو حالت سیگار میکشه ، یا سرحال باشه یا سر حال نیاشه !