رضارنج بران
بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي ... . بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي ... . نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
رضارنج بران
آن شب باران می بارید… باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم… و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم… و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی… و باران می بارید… آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی… و باران می بارید… و بالاخره آن شب مردم و حتی تو تب هم نکردی…
رضارنج بران
بارون میاد بارون میاد تو پشت در باشی ما تو لباس یه نفر باشیم بارون و چترو کوچه هم دستن تا ما به من نزدیکتر باشیم من مال یک دنیای کوچیکم دنیای کوچیکی که تاریکه دورم که باشم از تو میدونم به دوریه تو خیلی نزدیکم تقویم من هر روز غم دار هر روز 100 تا متهم داره دنیام پر از فرداو دیروزه تقویم من امروزو کم داره صحبت سر امروزو فردا نیست تو دنیای تو واسه من جا نیست هر جای این کابوسو میگردم انگیزه ای به اسم رویا نیست پیراهن بارونو میپوشم دنیارو میگیرم در آغوشم اما چه آسون میرم از یادت وقتی میگی یادت فراموشم
رضارنج بران
امشب به هیچ بهانه ای بغض می کنم... ناله می کنم... فریاد گریه سر می دهم... امشب از ورای این بغض ها خود را دار می زنم و در سکوت خویش مرگ را با خود جشن می گیرم. سوال های بی جواب ! فریاد های نرسیده ! بوسه های بی پاسخ ! چه کس می شنود فریاد های دل بی کسم را ؟ خدا ! ! ! چرا امشب باران نمی بارد؟؟؟
رضارنج بران
باز باران بارید.......... خیس شد خاطره ها افرین بر دل ابری هوا هر کجا هستی باش یادت همیشه شاد. نمي دانم چرا امشب واژه هايم خيس شده اند مثل آسماني كه امشب مي بارد.... و اينك باران بر لبه ي پنجره ي احساسم مي نشيند و چشمانم را نوازش مي دهد تا شايد از لحظه هاي دلتنگي گذر كنم
رضارنج بران
چقــدر باید بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد می شوم. تنـــم نلــرزد….. بغضــم نگیــرد…..
رضارنج بران
هرگز برای عاشق شدن ،به دنبال باران و بهار و بابونه نباش ، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس ، به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می رساند