paria
همیشه باید کسی باشد که معنی سه نقطه های آخر جمله هایت را بفهمد! که وقتی صدایت لرزید بفهمد! که اگر سکوت کردی بفهمد! که اگر بهانه گیر شدی بفهمد! که اگر حرفهای بی معنی زدی بفهمد! بفهمد که درد داری ... که زندگی درد دارد ... بفهمد که دلگیری .
paria
اصلا نه كنار من بيا و نه كنار بيا با من ...عذاب اين همه را كه مرور ميكنم ، بهتر همان پرنده كه اوج گرفته ... بلند... بلندتر
paria
دلم لک زده واسه خندیدن ....... از اونهایی که به قاه قاه می افتی ...... و دلت رو می گیری ....... و اشک تو چشمات جمع می شه ......... و گونه هات درد میگیره . . . من خنده که هیچ ......... حتی لبهایم را گم کرده ام....
paria
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست/گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست/ من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل/ تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .
paria
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم/تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی . . . !
paria
شب است و در به در کوچه هاى پر دردم، فقير و خسته به دنبال گمشدم ميگردم ، اسير ظلمتم ، اى ماه پس کجا ماندى؟ من به اعتبار تو فانوس نياوردم.
paria
من آن زندانى روزم،كه نامردان بى همت/به جرم ديدن يارم مرا اندر قفس كردند/من از زندان نميترسم،عبادتگاه مردان است/و ياد تو كليد قفل زندان است!
paria
کاش در دهکده عشق فراوانی بود، توی بازار صداقت کمی ارزانی بود، کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم،مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود.
paria
عادت مى كنم به داشتن چيزى و سپس نداشتنش،عادت مى كنم به بودن كسى و سپس نبودنش... تنها عادت مى كنم،اما فراموش نه...!