ღnazaninღ
گاهــی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد تا بروند و سهم دیگران شوند...
ღnazaninღ
بی شک خدا خواب رو برای مواقعی آفرید که تحمل بیداری سخته!!!
ღnazaninღ
بعضی وقتها آدمها الماس تو دست دارن ؛ بعد چشمشون به یه گردو می افته ! دولا میشن تا گردو رو بردارن ، الماسه می افته تو شیب زمین .... قل می خوره و تو عمق چاهی فرو میره ! میدونی چی میمونه ؟! یه آدمو ؛ یه دهن باز ! یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت ... !!
ღnazaninღ
خدایــــــــــا !! دستم به آسمانت نمی رسد ... اما تو که دستت به زمین می رسد "بــلندم کــن"
ღnazaninღ
خیلی سختــــه با " بُغض " بنویســــی , با " خـــنده " بخونه ...
ღnazaninღ
گاهی اونقدر خدا زود به خواسته مون جواب می ده که باورمون نمیشه از طرفِ اون بوده.. اینجاست که می گیم "عجب شانسی آوردم!" اینجور آدمایی هستیم.
ღnazaninღ
ساده یِ ساده از دست میرن ... همه ی اون چیزهایی که سختِ سخت به دست اومدن ... !
ღnazaninღ
آدما دو دستهان، یا نمیفهمن یا بعد از یه مدت یاد میگیرن نفهمن!
ღnazaninღ
دو تا چیز جواب نداره: یکی حرفه حساب و از اون بیشتر حرف مفت!
وقتی بدنیا آمدم سیاه بودم.
25 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبلبزرگ هم که شدم سیاه بودم.
جلوی آفتاب هم که رفتم سیاه بودم.
وقتی میترسیدم هم سیاه بودم.
موقع بیماری هم سیاه بودم.
زمانیکه میمیرم هم سیاه هستم
و اما تو بچه سفید...
وقتی بدنیا میایی صورتی هستی.
بزرگ که میشوی سفید
جلوی آفتاب قرمز
وقتی سردت میشود بنفش
هنگام ترس زرد
موقع بیماری کبود
و زمانیکه میمیری طوسی.
حالا تو به من میگویی رنگین پوست؟؟؟