mehran
بجان پابست پابست شمائیم گدای گُشنۀ مست شمائیم طلایی زلفکان ما را ببخشید که آخر کشتۀ دست شمائیم
mehran
درست لحظه ای که نباید ، اتفاق می افتد ؛ هرگز لحظه ای که باید ، اتفاق نمی افتد ؛ این لجبازی از سر چیست با آدمی دارد عشق ؟!!
mehran
در عظيم خلوت من لحظه ها را سرود دلتنگی ست لحظه ها را سرود بيزاری ست لحظه ها را سکوت بيداری ست . در عظيم خلوت من لحظه ها گريه های بيرنگی ست لحظه ها گريه های بدنامی ست لحظه ها عقده های ناکامی ست . در عظيم خلوت من لحظه ها در هوای تنهائی ست لحظه ها در هوای خاموشی ست لحظه ها بندی فراموشی ست . در عظيم خلوت من هيچ غير از سرود خلوت نيست هيچ غير از سکوت خلوت نيست هيچ غيراز شکوه خلوت نيست . در عظيم خلوت من لحظه نيست هست نيست خلوت نيست .
mehran
در عظيم خلوت من لحظه ها را سرود دلتنگی ست لحظه ها را سرود بيزاری ست لحظه ها را سکوت بيداری ست . در عظيم خلوت من لحظه ها گريه های بيرنگی ست لحظه ها گريه های بدنامی ست لحظه ها عقده های ناکامی ست . در عظيم خلوت من لحظه ها در هوای تنهائی ست لحظه ها در هوای خاموشی ست لحظه ها بندی فراموشی ست . در عظيم خلوت من هيچ غير از سرود خلوت نيست هيچ غير از سکوت خلوت نيست هيچ غيراز شکوه خلوت نيست . در عظيم خلوت من لحظه نيست هست نيست خلوت نيست .
mehran
من رویایی از باران می بینم... رویایی از وجود باغ های سرسبز در کویر و با رنج و درد شب زنده داری می کنم. من رویای باران می بینم... و چشمان خیره ام را از روی آسمان خالی بالای سرم برمی دارم، چشمانم را می بندم و این عطر کمیاب را حس می کنم آیا این مستی زیبا و شیرین از عشق اوست
mehran
salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam be doostan