mardomsalari
شکسته ای دل مرا به من بگو چرا ، چرا به سنگ غم ها_از این قفس کجا گریزم که همچو مرغی شکسته بالم _ نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم
mardomsalari
خوشا آن زمان که در دلم بهار رویا بود ...... دو چشم تو امید من به سوی فردا بود
mardomsalari
همه از چشم تو مستند و من از عشق تو مست ...... مست این میکده را باده ز جامی دگر است _ گرچه دل جانب یار است و نظر سوی رقیب ....... هر دم از دل به سوی دیده پیامی دگر است _ تا صبا سوی من از دوست سلامی آورد ....... گوش من منتظر از بهر سلامی دگر است
mardomsalari
آب بقاء کجا و لب نوش او کجا ...... آتش کجا و گرمی آغوش او کجا _ دارد لبی که مستی جاوید میدهد....... مینای می کجا و لب نوش او کجا_خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی ........آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا
mardomsalari
ايرج گرگين از قديمیترين دستاندرکاران رسانه در ايران درگذشت
mardomsalari
الا ای آهوی وحشی کجائی ....... مرا با تست چندین آشنائی _ دو تنها و دو سرگردان دو بیکس ...... دد و دامت کمین از پیش و از پس _بیا تاحال یکدیگر بدانیم ...... مراد هم بجوئیم ار توانیم
mardomsalari
گویند بهشت و حور کوثر باشد ....... جوی می و شیر و شهد و شکر باشد _ پر کن قدح باده و بر دستم نه ....... نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد
mardomsalari
کم کن طمع از جهان و میزی خرسند ...... وز نیک و بد زمانه بگسل پیوند _ میدر کف و زلف دلبریگیر که زود...... هم بگذرد و نماند این روزی چند
mardomsalari
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز .... چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
mardomsalari
یارب این آینه حسن چه جوهر دارد...... که در او آه مرا قوت تأثیر نبود
mardomsalari
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ...... ور نه هیچ از دل بیرحم و تقصیر نبود
mardomsalari
ز شیر شتر خوردن و سوسمار.....عرب را بهجائی رسیدست کار __ که تاج کیان را کند آرزو .....تفو باد بر چرخ گردون تفو