شب همگی خوش ..خدانگهدار همتون
سرعت اینترنتم جوری شده که عین آبگوشت باید از شب بار بذارم تا صب که شاید صفحه رو لود کنه 
هرکی مستعد خودکشیه باس هایده درمانی بشه مخصوصا اون آهنگی که میگه: زمونه رنگارنگه... شب و روزش یکی نیست... خوشی دووم نداره...غمش همیشگی نیست... 
میتی کمان را یادتان می آید همان مرد افسانه ای کارتون های دوران کودکی مان که هرگز روی ماهش را ندیدیم؟ یادش بخیر! او نمی نشست تا به نزد او شکایت بیاورند خودش شهر به شهر و روستا به روستا می رفت تا با مفسدانی که خون مردم را در شیشه می کنند مبارزه کند. میتی کمان مدام سخنرانی نمی کرد در باب لزوم برخورد جدی با مفاسد اقتصادی عمل می کرد. میتی کمان مامور مخصوص حاکم بزرگ بود کسی نمی دونست حاکم بزرگ کیه ولی هرکی که به بود میتی کمان مامور مخصوص خوبی بود احتمال خیلی زیاد مامور مخصوص مبارزه با مفاسد اقتصادی و رانت خواری بود. میتی کمان دستگاه عریض و طویلی برای مبارزه با فساد نداشت یه داداش کایکوی نیرومند و یه تسوکه براش کافی بود. خلافکارها وقتی علامت مخصوص حاکم بزرگ را می دیدند آن قدر دچار رعب و وحشت می شدند که ناچار سر تسلیم فرو می آوردند و اگر هم تسلیم نمی شدند توسط کایکو و تسوکه نفله می شدند. فریاد سکوت،بی عدالتی،برخورد با مفاسد اقتصادی،دزدی،اختلاص
بعضيـــــا عددي نبـــودند و مــــا به تــــوان رسونديمشــــان
زنگ زدم رستوران میگم غذا چی دارید ؟ خانمه میگه : پیتزا ، جوجه کباب ، کوبیده ، مرغ ، استیک بهش میگم : خوش بحالتون ما تو یخچال کوفت هم نداریم
من مثل بادکنکی به دست کودکی هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا ! .
ایـن دَردی کِــه مَــن مـی کِشــم، دَرد ِ بـی تــو بــودنــ نیستـــ !.!.! تـــاوان بـــا تـــو بـــودن استـــ !!!...
آزادی بیان حاکمی از برخی شهرها بازدید می كرد و هنگام دیدار از محله ما فرمود: شكایتهاتان را صادقانه و آشكارا بازگویید و از هیچ كس نترسید، كه زمانه هراس گذشته است! دوست من ـ حسن ـ گفت: عالی جناب! گندم و شیر چه شد؟ تامین مسكن چه شد؟ شغل فراوان چه شد؟ و چه شد آن كه داروی بینوایان را به رایگان می بخشد؟ عالی جناب! از این همه هرگز، هیچ ندیدم! حاکم اندوهگنانه گفت: خدا مرا بسوزاند! آیا همه اینها در سرزمین من بوده است؟ فرزندم! سپاسگزارم كه مرا صادقانه آگاه كردی، به زودی نتیجه نیكو خواهی دید. سالی گذشت، دوباره حاکم را دیدیم، فرمود: شكایتهاتان را صادقانه و آشكارا بازگویید و از هیچ كس نترسید، كه زمانه، زمانه ی دیگری است! هیچ كس شكایتی نكرد، کسی برنخواست که بگوید: شیر و گندم چه شد؟ تامین مسكن چه شد؟ شغل فراوان چه شد؟ چه شد آن كه داروی بینوایان را به رایگان میبخشد؟ تنها صدائی از میان جمع که پرسید: عالی جناب! دوستِ من ـ حسن ـ چه شد؟ فریاد سکوت،حاکم بزرگ،حاکم اسلامی،فریاد سکوت،مالیات،خمس،بیت المال،فریاد سک
تو فیس بوک دختره میگه اسم دیگه گوجه سبز چیه؟ پسره لایک میکنه! و می نویسه ای جون عاشق حرفاتم عشقم. مثله اینه که به یکی بگی ساعت چنده بعد اونم ماچت کنه: )))) فشار زیادی رو ملت ایرانه : ))))))