حاجی کیوان
از ساعت متنفرم ! این اختراع غریب بشر که مدام ، جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!
حاجی کیوان
کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید ./عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب /بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم/ این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .
حاجی کیوان
یك* كف* دست* خاك* ممكن* است* هیچ* وقت، هیچ* اسمی* نداشته* باشد و تا همیشه، خاك* باقی* بماند، فقط* خاك. اما حالا یك* كف* دست* خاك* وجود دارد كه* خدا به* او اجازه* داده* نفس* بكشد، ببیند، بشنود، بفهمد، جان* داشته* باشد. یك* مشت* خاك* كه* اجازه* دارد عاشق* بشود، انتخاب* كند، عوض* بشود، تغییر كند.
حاجی کیوان
هیچ بارانی ردپای تو را از کوچه ی قلبم نخواهد شست حتی سیلاب فراموشی ها . . .
حاجی کیوان
در این شب ها چه خاموشم ، بیاد تو هم آغوشم /خیلی زیادهبه من گفتی وفا دارم ، چه شد کردی فراموشم .
حاجی کیوان
خیلی گشنم بوداااااااااااااااااااا
حاجی کیوان
اگر دختر رو یک سیب فرض کنیم......خودتون ببینید
حاجی کیوان
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم /هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم/ هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره/ هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره
حاجی کیوان
امام رضا................................ (دیدگه)
حاجی کیوان
با اجازه ی اقایون و خانومای دنبالر... ما دیگه رفع زحمت میکنیم..... خدانگهداره همتون.......