sheida
چقدر تلخ است بعد از سال ها انتظار نيمه گم شده ات را کامل بيابي!!!!!
sheida
مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک مي زنه.. حسرت داشتن تو ،پير شده ، عينک مي زنه ..صورتم سرخ شده بود ،اما حالا کبود شده ..جدايي يه عمر داره توي اون چک مي زنه ....
sheida
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد . .
sheida
هيچ وقت از مشکلات زندگي ناراحت نشو، کارگردان هميشه سخت ترين نقش ها را به بهترين بازيگر مي دهد.
sheida
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است و گلهای سرخ عطری ندارند و ستارگان دیگر نمیخوانند آن گاه كه چشم میگشایم و میبینم با تو نیستم....
sheida
پینوکیو ... چوبی بمان ! آدم ها سنگی اند ! دنیایشان قشنگ نیست ...
sheida
از اضطراب کار مهیا نمی شود... سیل از دویدن است که دریا نمی شود .
sheida
کاش یارب ...آشناییها نبود ...
sheida
زندگي داستان يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند ... تمام شد !
sheida
خوش به حال مسافركش هاي ميدان آزادي / هر روز آزادانه فرياد ميزنند/ آزادي، آزادي ...
sheida
اگر حداكثر تلاشتان را كرده ايد، حتما به موفقيتهايي هم رسيده ايد. قرار نيست همه به نهايت برسند. همه بهترين فروشنده يا بهترين بازيكن بسكتبال نخواهند شد با وجود اين، شما هم مي توانيد يكي از بهترينها باشد .
sheida
همچنان لبريز از اندوه مي پرسم:...« جام اگر بشكست؟ ساز اگر بگسست؟ شعر اگر ديگر به دل ننشست؟ »
sheida
همزباني نيست تا گويم به زاري اي دريغ ..ديگرم مستي نميبخشد شراب... جام من خالي شدست از شعر ناب... ساز من: فريادهاي بي جواب! نرم نرم از راه دور... روز چون گل ميشكوفد بر فراز كوه.. روشنايي ميرود در آسمان بالا... ساغر ذرات هستي از شراب نور سرشار است .
sheida
اينك اينجا شعر و ساز و باده آماده است.. من - كه جام هستيام از اشك لبريز است- ميپرسم: « در پناه باده بايد رنج دوران را ز خاطر برد؟ با فريب شعر بايد زندگي را رنگ ديگر داد؟ در نواي ساز بايد نالههاي روح را گم كرد؟ »