ali
بیدارا.............. دستا بالا
ali
دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــان...امشـــــــــــــــــــــــــــب ببره من است و آن ماییه ناب
ali
آن دم که مرا می زده بر خاک سپارید زیر کفنم خمره ای از باده گزارید (همای)
ali
قصه از اونجا شروع شد که ... خیلی عصبانی بود گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چه جوری تیغو برداشت و گفت رگت رو بزن گفتم مرگ و زندگی دست خداست گفت پس دوسم نداری تیغو برداشتم ورگم رو زدم وقتی تو آغوش گرمش جون میدادم آروم زیر لب گفت اگه دوستم داشتی هیچوقت تنهام نمیزاشتی...
ali
قصه از اونجا شروع شد که ... خیلی عصبانی بود گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چه جوری تیغو برداشت و گفت رگت رو بزن گفتم مرگ و زندگی دست خداست گفت پس دوسم نداری تیغو برداشتم ورگم رو زدم وقتی تو آغوش گرمش جون میدادم آروم زیر لب گفت اگه دوستم داشتی هیچوقت تنهام نمیزاشتی...