آروین
كدوم حسی تو رو از من گرفته مثه تنهایی دل آرومی ندارم من تو این لحظه كه اینجایی به دنبال یه خورشیدم تو تن برفی دستات خیالت پی كی رفته من و رد می كنه چشمات
آروین
نگاهت با منه اما خیالت رو نمی دونم تو این راهی كه میرم من یه بن بستیه می دونم من از حادثه لبریزم تو و خواب پریشونی نگاهت می كنم اما نگاهم رو نمی خونی تو آغوش كدوم رویا تو رفتی كه فراموشی صدات كردم و مثل شب سكوتی سرد و خاموشی
آروین
ای آدمک کوکی صبح شد که بیدار شی مثل همه عمرت تکرار شی و تکرار شی صبح ولی انگار نیست تو توی شب برفی بین شب و روز تو انگار که نیست فرقی شبها مثل روزاته روزات همگی تکرار از دست همه سیری از دست خودت بیزار پرواز واسه تو مرده تو اوج نمی گیری بردی همه رو از یاد از یاد همه میری تا فرصت هنوز هم هست برگرد به خودت برگرد نو شو که این تکرار از تو ، تو رو دورت کرد بسه اگه تا امروز تکرار تو رو داد بر باد فردا رو بساز از نو دیروز و ببر از یاد تو لحظه تکراریت تنها خودتی همرات حسرت شده یارت ای کاش همه حرفات با غصه نشو همدم سنت شکن خود باش آزادترین فردی وقتی که نگی ای کاش...
آروین
می خوام فراموش کنم که کیا ظلم می کنن... که کیا خودخواهن... که کیا فقط خودشونو می بینن... که کیا فقط به فکر خودشونن... که کیا تحقیرم می کنن... که کیا آدم حسابم نمی کنن.... که کیا لهم می کنن... ولش.گور بابای همشون.
آروین
سلام به همه از ریز و درشت پیر و جوون من اومدم هر چند دیر...
آروین
سلام به همه بعد 2ماه منم اومدم...
آروین
ﺗﻮ ﻗﺎﻣﺖ ﺳﻴﺎه ﺷﺐ وﻗﺘﻲ ﺳﺘﺎره ﻣﻴﻤﻴﺮه اﻧـﮕﺎر ﻣﻴـﺨﻮاد ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ واﺳﻪ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﺗﻮ دﻳﺮه
آروین
آخ ﻛﻪ دﻳﮕﻪ دل ﻣﻦ از ﺗﻮ ﺟﺪا ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺗـﻮ ﻛـﺘﺎﺑـﺎي ﻗﺼﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ
آروین
وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﺠﺰ ﻋـﺸﻖ ﭼﻴﺰي ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻛﻪ دﻳﺪ ﻏﻴﺮ از ﮔﻠﻬﺎي ﺑﻮﺳﻪ ﭼﻴﺰي ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻛﻪ ﭼﻴﺪ اوﻧﺠﺎﻫﺎ آﺳﻤﻮﻧﺸﻮن رﻧـﮓ ﻃﻼﻳﻲ داره ﺟﺎي ﺳﻴﺎﻫﻲﻫﺎي ﺷﺐ ﺣﺒﺎب آﺑﻲ داره
آروین
رو ﺗـﻦ زﺧـﻤـﻲ ﺟـﺎده ﻛـﻲ ﻏـﻢ رﻓـﺘﻨﻮ ﻛﺎﺷﺘﻪ؟ ﻛﻲ ﺗﻮ ﻏﺮﺑﺖ ﺟﺪاﻳﻲ ﺧﻮاب ﺧﻮرﺷﻴﺪو ﺷﻜﺴﺘﻪ؟ ﻛﻲ ﺗﻮ ﺷـﻬـﺮ ﻋـﺸﻖ و روﻳﺎ ﺷﻌﺮ ﻧﻔﺮﻳﻨﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ؟ ﻛﻲ ﺑﺮاي ﻣـﻦِ ﺗـﻨـﻬـﺎ ﻛـﻮه ﻏـﻢ رو ﺟﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻪ؟
آروین
ﺻﺪاي ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻤﻪ، اﻧﮕﺎري ﺟﺎر ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻏـﻤـﻬﺎي ﻗﺪﻳﻤﺎ وﺟﻮدﻣﻪ، داره ﻓـﺮﻳﺎد ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻫﺮ ﺳﺎﻳﻪاي روزي داره، ﻫﺮ ﺷﺒﻲ ﻳﻪ ﺳﺘﺎره اي...

25 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل