azita
یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود .
azita
سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن
azita
نمی بخشمت ولی فراموشت می کنم همیشه به همین سادگی از ادمای بی ارزش می گذرم
azita
سالها در کوچه ی دل یاد تو بود یاد آن کوچه و آن رهگذر خسته بخیر
azita
ایمان دارم بدون اینکه اون " یه خوب " بیاد یه روزِ خوب هرگز نمیاد ..
azita
هي تـــــــــــو ؛ جا مي گذاري مرا در اين دلتنگي هاي بي هنگام...!