آزاده
پیر مرد بادبادک فروش هم رفته سیگار فروش شده ؛ این روزها ، سیگار واسه همدردی بهتره تا بادبادک ...
آزاده
غم نان نداری ... تا بدنامی فاحشگی را بجان بخری !!!
آزاده
زندگی انقدر ابدی نیست ... که خوب بودن را برای فردا گذاشت
آزاده
سیگار هم نشدیم به سختی ترکمون کنن ...
آزاده
توی ما پله زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه ؛ تاس که هر چی گفتی ، بگن باشه ...
آزاده
ای کسانی که دیگران را خر فرض می کنید ... خرتر از شما وجود ندارد ...
آزاده
کاش در کودکی می ماندیم ... جایی که تنها تلخی زندگیمان شربت تبمان بود ...
آزاده
راها پیر می کنند ؛ پیر نمی شوند
آزاده
نخ بادبادک را اسیر نمی کند ... فقط اوج بادبادک را تضمین می کند
آزاده
دیدی سپید شد موهایم ... از چشم سفیدی تو ؟
آزاده
بیا تا گندوم یک خوشه باشیم ...