♣ امیر رضا ♣
دل به تو دادم که به من قلوه دهی ؛ نه اینکه ساندویج دلمه دهی ؛ دل به تو دادم که برام ناز کنی ؛ نه اینکه بری و جگرکی باز کنی
♣ امیر رضا ♣
و من در میان گمشدهها
که ساده گم شدند،
تو را
در این دنیای "مجازی" یافتم،
تو را ! دوستت دارم!
♣ امیر رضا ♣
نیاز به شراب نیست...
یک استکان چای هم دیوانه ام می کند ...
وقتی که میزبان....
چشمان خمار تو باشند
♣ امیر رضا ♣
یه شب گفتم به سیگارم از این جونم تو چی می خوای؟ همیشه با منی حتی شبا هم تو منو میخوای یه شب گفتم به سیگارم چقدر با من تو راه میای همیشه با منی بسه چرا اینقدر منو میخوای؟ میدونی اون بهم چی گفت؟ بهم گفت وقتی تنهایی ...به غیر از من کیو داری تو که بی من نمیتونی بهم گفت هر چقدر میخوای منو آتیش بزن اما من بیچاره میسوزم تو از حالم چی میدونی؟ تو از حالم چی میدونی؟ تو رو وقتی تو این دستام میگیرم خیلی آرومم تو هرجوری میخوای از تو جدا شم باز نمیتونم به هر کی میرسم پشت سرت هی داره بد میگه تو که اینقدر باهام خوبی چرا میگم نمیدونم میدونی اون بهم چی گفت؟ بهم گفت وقتی تنهایی به غیر از من کیو داری تو که بی من نمیتونی بهم گفت هر چقدر میخوای منو آتیش بزن اما من بیچاره میسوزم تو از حالم چی میدونی؟
♣ امیر رضا ♣
ه شب گفتم به سیگارم از این جونم تو چی می خوای؟ همیشه با منی حتی شبا هم تو منو میخوای یه شب گفتم به سیگارم چقدر با من تو راه میای همیشه با منی بسه چرا اینقدر منو میخوای؟ میدونی اون بهم چی گفت؟ بهم گفت وقتی تنهایی ...به غیر از من کیو داری تو که بی من نمیتونی بهم گفت هر چقدر میخوای منو آتیش بزن اما من بیچاره میسوزم تو از حالم چی میدونی؟ تو از حالم چی میدونی؟ تو رو وقتی تو این دستام میگیرم خیلی آرومم تو هرجوری میخوای از تو جدا شم باز نمیتونم به هر کی میرسم پشت سرت هی داره بد میگه تو که اینقدر باهام خوبی چرا میگم نمیدونم میدونی اون بهم چی گفت؟ بهم گفت وقتی تنهایی به غیر از من کیو داری تو که بی من نمیتونی بهم گفت هر چقدر میخوای منو آتیش بزن اما من بیچاره میسوزم تو از حالم چی میدونی؟
♣ امیر رضا ♣
dabirestan dokhtarane albate in dabirestan manzoresh dokhtaraie khareje ast onam masalan kongoo be kesi bar nakhore yehoo
♣ امیر رضا ♣
شبی در کنج ميخانه گرفتم تيغ بر دستم ... بگفتم خالقا يا رب توفکر کردی که من مستم؟ کجايی تو؟ چه هستی تو؟ چه ميخواهی تو از قلبم؟ تو از مستی چه ميدانی؟ تو از قلبم چه ميجويی؟ تو فرعون را خدا کردی ! .... توشيرين را ز فرهادش جدا کردی! سپس گفتی مشو کافر! مشوکافر ... به ناگه تيغ بران کشيدم بر کف دستم ... بگفتم خالقا يارب توفکرکردی که من مستم ... من ابله !من نادان !من کودن ! نميدانستم چه ميگفتم ... تو بگذر ز ايرادم ... توميدانی که من مستم
♣ امیر رضا ♣
حق با تو بود یه جا باید تموم شه تا کی روزات به پای من حروم شه خزونمون منتظر بهار نیست حق با بود رسیدنی تو کار نیست حق با تو بود گذشت دیگه جوونی ...ستاره و گریه و مهربونی گذشت دیگه از منو تو بهونه دیونه بازی های عاشقونه حق با تو روزا دیگه یه رنگ نیست انگاری عاشق شدنم قشنگ نیست تو راست میگی پای ما رو زمینه حق با تو منطق دنیا اینه حق با تو حق با تو بود همیشه تقدیر ما هیچ وقت عوض نمیشه انگار دیگه با این چشمای قرمز باید بهت بگم گلم .......... خدا حافظ
♣ امیر رضا ♣
نامه ای به یک فاحشه !
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
♣ امیر رضا ♣
تو ناگهان رفته بودی مثل پائیز از تن ِ برگ ها
♣ امیر رضا ♣
salam be tamame donbalerii ha ma bargashtiim
سلام
8 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلسلام داداش
کم پیدایی 
8 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلsalam
8 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 31 دقيقه قبلnabooodam 6 mah dada
taze omadam