طنیـــــــــــن
داخل واژه ی صبح ، صبح خواهد شد .
طنیـــــــــــن
من در صدای شکفتن او ، لحظه لحظه خودم را می مردم . . .
طنیـــــــــــن
نفس های مرده ی سیگارهایت ....شاید هم نفس های مرده ی تو - در هرصورت تنم عطرآگین است از تو .
طنیـــــــــــن
دنبالر .. یکم مهربون تر باش باهام ...
طنیـــــــــــن
در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد . مغرب جان می کند ، می میرد .
طنیـــــــــــن
تمام مدت ..... بال و پر میساخت ... برای پرواز ....ما هم میسازیم ...اما نه به سفیدی پر و بال او ..... و چه آرام پرواز کرد .... چه آرام رفت .... چه آرام اوج گرفت ......." روحش در ابدیت آرام باد ! "
طنیـــــــــــن
رقص واژه هایم را میبینی ؟ ... دامن های چین دارشان را برای تو پوشیدنا !!
طنیـــــــــــن
واژه های ریش دار ِ من / حتی پیرتر از سیگار برگ گوشه ی دهنت .
طنیـــــــــــن
14 سالگی بی قرار / 14 سالگی روشن / 14 سالگی بهت زده یا شاید هم مضحک / 14 سالگی هایی که تیر می کشند . . .
طنیـــــــــــن
. . .و سیگارهایی که به پایان های تلخ عادت دارند .
طنیـــــــــــن
نه دیگــــه این واسه ما نـــت نمیشه . . . .
خو حالا که زحمت کشیدی تا اینجا اومدی چنتا پستم بذار
5 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبلدلم تنگ شده برات دختر ... :(
4 ماه و 1 روز و 14 ساعت و 20 دقيقه قبلقربون ِ تو
3 ماه و 28 روز و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل
3 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبلاز سکوتت این ُ می فهمم که من اینجام دقت کن [ : ( : ]
1 ماه و 18 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبل