بابک
از جداییمان برای هرکسی که گفتم .... حق را به من داد ! اما .... اینها نمی دانند من حق را نمیخواهم ، حق که برای من" تو" نمی شود ... !!!
بابک
کوتاه ترین داستان دنیا . . . . . . . . . . . . . . . روزی روزگاری خدا ما را آفرید ، تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید . خدا به خواستش نرسید
بابک
مثـل ِ سـاقـه ی گیــاهـی تُـــرد گــره ام بــزنـــید بـه چـــوبـی ، چـــیـزی ! تـــرسـیـده ام ! مُـــدام بـــاد مـی آیـــد !!
بابک
به قیمت سپید شدن موهایم تمام شد ولی آموختم که.. ناله ام سکوت باشد. گریه ام لبخند.. و تنها همدمم ، سیــــــگار...
بابک
خداوندا از تو می خواهم یک بار دیگر ارزویم را بخوانی شاید با ارفاق قبول شدم
بابک
دلمان كه می گیرد تاوان لحظه ایست كه دل میبندیم....
بابک
والدین گرامی اینقدر نگین “وقتی ما سن شما بودیم این جورخوب بودیم، اون جورخوب بودیم” مادر بزرگ ها دهن لق تر از چیزین که فکر می کنین !
بابک
شاعر میگه: زن زیبا بود در این زمونه بلا درجایی دیگر: بلا ای بلا دختر مردم. در جایی دیگر: بلا ملا بلا بلا بلا ...میخرم واست طلا ملا نتیجه: شاعر نداریم كه یه مشت خانوم باز داریم...!
بابک
کدام لب که از و بوی جان نمی آید کدام دل که از و آن نشان نمی آید به هر دمی ز درونت ستاره ای تابد دگر مگو اثری زآسمان نمی آید
بابک
درد دارد ، وقتی چیزی را کسر می کنی که با تمام وجودت جمع زده ای ....
بابک
این روزها زیادی ساکت شده ام ، نمی دانم چرا حرفهایم، به جای گلو از چشمهایم بیرون می آیند.....
بابک
حالا... آن قدر در به دری کشیدم از پی ات، که دیگر زنده نیستم، نمی دانی چه بر سرم آمده و نمی خواهم که بدانی. یک بار تنها دو قدم فاصله داشتم با قدم هات، که کسی گفت می خواهی چه کنی؟ می خواهی به اش چه بگویی؟ وقتی نمی خواهدت...و قدم هام مردد ماندند و راه کج کردند به سمتِ دیگری...
بابک
خدای من؛ دستانت که مال من باشند؛ هیچ کس مرا دست کم نمی گیرد...
عــالــمـی دارد بــا اشــکـ نوشــتـن.
2 ساعت و 1 دقيقه قبل