x

نیما صابری

ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة ... درباره »
نیما صابری
مرد - متاهل

دنبال‌شدگان

(83 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(3294 کاربر)

گروه‌ها

(108 گروه)

بازدید

نیما صابری
نیما صابری

يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ / آن روز كه رازها [همه] فاش شوند ﴿الطارق / 9﴾

ضرب المثل
ضرب المثل

يک ديوانه سنگي به چاه مي‌اندازد که صد عاقل نمي‌توانند بيرون بياورند ...

رو مخ ..
رو مخ ..

... حرف‌های از روی شکم سیری!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

رئیس اداره‌ی ورزش و جوانان داشت از تعریف می‌کرد، فامیلیشو یادش نیومد ؛ گفت این رفیق دست شکسته‌ت خیلی بچه‌ی زبر و زرنگیه ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

دیشب ساعت 3 خوابیدم، ساعت 9 صبح امروز هم با لرزش مداوم ویبره‌ی گوشی از خواب پریدم / یکبار وقتی تماس میگیری کسی جواب نمیده، نهایتن می‌بینه تماس بی‌پاسخ رو / با مداوم تماس گرفتن روی اعصاب نرو !

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

گاهی برای رسیدن به مقصد باید برای هر ماشینی که می‌گذرد دست تکان دهی!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

عوارض رو برای ندیدن همچین آثار هنری‌ای پرداخت می‌کنیم ...

بخش عکاسی
بخش عکاسی

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

از بالای عینک نگاه کردن‌های بابا و مامان ...

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

وقتی از یه مانع فرار می‌کنیم، همون مانع جای دیگه ای در انتظار ماست ؛ چه بهتر که با گذشت از یک مانع خودمون رو برای موانع سخت‌تر آماده کنیم!

Mehdi I
Mehdi I

خداوکیلی اینایی که صب ساعت 5 پا میشن میرنمیدوئن بعد میان دوش میگیرن بعد صبحانه میخورن میرن سرکار یا دانشگاه ، اینا فتوشاپن ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
جملات زیبا
جملات زیبا

Robert Pirsig says: You want to know how to paint a perfect painting? It's easy. Make yourself perfect and then just paint naturally ...

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

به داشتن دوست خوبی چون من افتخار می‌کند / کدام دوستی، کدام کشک ...

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

دوباره تماس گرفت / جواب که دادم، گفت : فکر کردم اتفاقی بینمان افتاده که تلفن‌هایم را جواب نمی‌دهی / یعنی اتفاقاتی که افتاده نامفهوم بوده ؟! / یک مشت کبک سرشان را می‌کنند زیر برف و فکر می‌کنند در گذر زمان هرچیزی از یاد می‌رود ...

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

استاد هنوز نیامده بود / یاد یکی از دوستان ترم اول افتادیم / پرسیدم : روح‌الله کجاست؟ / پاسخ داد : سربازی / برای استفاده از کسر خدمت دانشگاه را رها کرد، اینکه بیشتر شد / نمی‌دانم / فامیلی‌اش را یادم رفته / فامیلی‌اش روح‌الله بود / تو واقعاً رفیق صمیمی‌اش بودی که فرق اسم و فامیلش را نمی‌دانستی ... ؟!

بی‌حجاب از روی دیوارها
بی‌حجاب از روی دیوارها

همه در لیست مخاطبین ناشناسند، تا زمانی که شناخت واقعی نباشد ...