مهران محمدی
رفـتــے ... در را هـم تـَـ ــ ــ ــ ـ ق! پشـتــ سـرتـــ بسـتــے . . . قـربـان دسـتـتـــ ؛ يڪـ لحـظـہ در را بــاز ڪـن مـن دلـ ـمـ را بڪـشـــم بيــرون.
مهران محمدی
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگیست
مهران محمدی
برای دوست داشتنت از من دلیل میخواهند، نازنین ! چشمانت را قرض میدهی؟
مهران محمدی
سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های طوس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.
مهران محمدی
نمیدانم گــاهی بی بَهــانه،دِلـَم برایت میگــیرد؛ نمیدانـــم، دِلهـــا بَهــانه گیــرند یــا بَهـانه هــا دِلگــیر...؟!
مهران محمدی
دلم گرفته برایت.........اما اجازه ندارم ..که از نسیم و پرنده خبر تو را بگیرم
مهران محمدی
تو که رفتی پریشون شد خیالم ، همه گفتن که من دیوونه حالم ، نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست ، که هرچی باشه اما بی وفا نیست
مهران محمدی
خیلی سخته دل بریدن ، خیلی ساده است دل شکستن ، سخته عاشقونه موندن ، دل به هیچکسی نبستن
مهران محمدی
دنیا به من یاد داد دوری کسی را که دوستش دارم تحمل کنم ، اما وفا به من یاد داد هرگز کسی را که دوستش دارم فراموش نکنم
مهران محمدی
یادمان باشد عشق گمشده ایست که قرنهاست بدنبال فرهاد کوه شکن میگردد چشمان شیرین روزگار بدنبال تیشه ایست که فرهاد بخاطر او بدست گیرد