حسین
زندگی صحنهی یکتای هنرمندی ماست، هرکسی نغمهی خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته بجاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند بهیاد
حسین
هی بت ِ من، تو به من یک آرایش زنانهی آبی بدهکاری
حسین
بیا قمار کنیم با هم، تو با من؛ زنانگیات را، من با تو؛ خودت را
حسین
بعضی آهنگها، هیچوقت قدیمی نمیشن، هیچوقت تکراری نمیشن
حسین
تویی بهانهی آن ابرها که میگریند، بیا که صاف شود این هوای بارانی
حسین
چند لحظه خیره شدن به چشمات/صدقهی امروزم را دادم
حسین
از تو فقط همینهایی که نمانده، مانده
حسین
بی وفا نگار من، میکند به کار من / خنده های زیر لب، عشوه های پنهانی
#هستی باو گرفتم ولی رو نمیکنم ریا نشه : دی
8 روز و 23 ساعت و 36 دقيقه قبلتو فتوت دادی بار ِ سوم فرصت دادن جائز نیست : دی
8 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلقبلیاشم بخون .. گفتم دوباره ضربه خوردم
ینی فرصت دادم و ضربه خوردم
دیگه 3باره فرصت نمیدم !!
6 دقيقه قبل · 1 کاربر · لایک
כאַמיד | یـ ـک آدمـ ـ
همین که دوبار فرصت دادی مشکل از تو بود !
اصن یه جواری ِ ناجور ختم کلام : دی
من اوندفعه که رفتم .. با کلی شرایط برگشتم ..
8 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلبرگشتم .. کلی از حرفام هم کوتاه اومدم چون دلم واسش سوخت ..
مردونگی کردم ولی دیروز فهمیدم خیلی نامرده!
ی کامنت گذاشتم پست آنا اینم میذارم اینجا کسی میخونه کامل در جریان قرار بگیره:
دلم گرفته است که آنچه هستم را دوست دارم
פּ آنچه هستند را میپذیرم
פּ آنچه هستم را نــمـــی فــهــــمـــنـــد . .
آنا تو که میفهمی جریان چیه ..
اولا برگشتم به خاطر اینکه با یک نفر که به خاطر من اونم نمیاد بریم ..
دوما اینکه جایی که رفاقتو در حق آدم تموم میکنن موندن نداره ..
سوما اگه روزی هم برگردم اولین جایی که میرم پروفایلشه .. که ایگنورش کنم ..
همین دیگه .. تمام!
ی ضرب المثل هست که "میگه آسّه برو آسّه بیا که گربه شاخت نزنه"
8 روز و 23 ساعت و 27 دقيقه قبلآسّه رفتیم و آسّه اومدیم، ولی هرکی اسم خودشو گذاشت مرد، به خودش اجازه داد شاخمون بزنه
هیچوقت نمیبخشمش، حتا اگه ی روز بهترین رفیق بشیم
شاید دیگر درودی نباشد/ بدرود
هستی من اون جریان رو خیلی دیر فهمیدم چی بوده..خیلی دیر...
8 روز و 22 ساعت و 39 دقيقه قبلاما الان هنگ کردم...
احساس میکنم کاش تو پست ها مستقیم خطاب میزدیم تا هر پستی رو اشتباه برداشت نکنیم...