Masoud
غزل چشم های تو بود ... کاش حافظ چشم های تو بودم ... ! {رضا کاظمی}
Masoud
خنده جام می و زلف گره گیر نگار / ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست {حافظ}
Masoud
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست / قومی دگر حواله به تقدیر میکنند {حافظ}
Masoud
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد / ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود {حافظ}
Masoud
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی / من از آن روز که در بند توام آزادم {حافظ}
Masoud
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد / که بستگان کمند تو رستگارانند {حافظ}
Masoud
از بس که چشم مست در این شهر دیده ام / حقا که می نمی خورم اکنون و سر خوشم {حافظ}
Masoud
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال / مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش {حافظ}
Masoud
خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آبست / اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی {حافظ}
Masoud
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از یمن دعای شب و ورد سحری بود {حافظ}
Masoud
گفتی که حافظا دل سرگشته ات کجاست / در حلقه های آن خم گیسو نهاده ایم {حافظ}
Masoud
گر چه پيرم تو شبي تنگ در آغوشم كش / تا صحرگه ز كنار تو جوان برخيزم {حافظ}