سید احمد ثاراللهی
تقصیر من نیست که شعر هایم با بال های غم به شما می رسند!
سید احمد ثاراللهی
عشق دروغ محضی است، محض ِ تنهایی ِ انسان !
سید احمد ثاراللهی
نمی ماند، در روزهای بارانی سایه ام به دنبال کارهای شخصی اش میرود !
سید احمد ثاراللهی
یک نفر آمدم قرارم را گرفت ... برگ و بار شاخسارم را گرفت
سید احمد ثاراللهی
دل، درد است و درد ها به درد کسی نمی خورند!
سید احمد ثاراللهی
شب شرابی خوردم و مستی مرا در برگرفت ... دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت
سید احمد ثاراللهی
بعضی ها درخور هستند و عده ای در بخور بخور !
سید احمد ثاراللهی
باغبان به خاطر درختي كه در بهار سبز نشد بازو بند سياه بسته بود!
سید احمد ثاراللهی
لبخند شیرین ات، توجیه دلزدگی ست!
سید احمد ثاراللهی
در زمان خوشحالی سلول های تنم بشکن می زنند !