x
اعتراف کنید پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!
کپـــــی پیســـت ممنوع .. .

کاربران گروه

(214 کاربر)
--18
7 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبل
Gole_Sorkh
7 روز و 20 ساعت و 37 دقيقه قبل
poldasht
14 روز و 21 ساعت و 52 دقيقه قبل
seti_live
17 روز و 14 ساعت و 49 دقيقه قبل
Sarmadi
25 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبل

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
617 پست · گروه عمومی · شناسه‌: 187 ·

اعترافگاه

reza p
reza p

اعتراف میکنم که فوبیای خوابیدن با آهو خردمند دارم.

mohammad_vanpersie
mohammad_vanpersie

اعتراف ميكنم امروز تو دانشگاه توي سالن آمفي تئاتر وقتي رفتم واسه ارائه و توضيح پروژم كلي استرس داشتم{-52-}{-52-}{-52-}...آخه 60 يا 70 نفر بمن ميخ كوب شده بودن{-28-}...خراب كردم...اونطوري كه ميخواستم نشد

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ  MarYaM  Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ MarYaM Ƹ̵̡Ӝ̵̨...

میکنم ک ِ تازه میفهمم ! ک درباره بضی دوستام ؛ اشتباه فکر میکردم . این فکر من ُ روز ب روز ازشون دور میکرد ُ باعث میشد ک موضع بگیرم دربرابرشون . . .{-128-} :x

nastaran

اعتاف میکنم تو این اعترافگاه خیلی اعترافا کردم که اگه یه روز مامانم بیاد اینا رو بخونه اعدامم!!!!

«(• JAVAD•)»
«(• JAVAD•)»

اعتراف میکنم امروز کلاس صبح که باید میرفتم و میانترم داشتم ... به دلیل نخوندن درس نرفتم و امتحان ندادم ..{-59-}{-59-}{-51-}{-68-}{-68-}

nastaran
nastaran

اعتراف میکنم که دلم واسه مامانم خیلی تنگولیده!! با اینکه فقط دو روزه ندیدمش!!!!!! فک نمیکردم اینقدر دلم تنگ شه!!!!{-38-} من مامانمو مییییییییخوووووووووووووااااااااااااااممممم{-31-}

ـــــѕнιмαـــــ
ـــــѕнιмαـــــ

وقتی گوشیِ مامانم زنگ میخوره من از نیم متر از جام میپرم...از بس با گوشیش یواشکی به این و اون اس دادم{-54-}{-38-}

♋ ₫₳ރރ₳$ ♋
♋ ₫₳ރރ₳$ ♋

اعتراف میکنم اون روزای اول که اومدم دنبالر ازین گلپری @golparii که اون موقع @golpari_1371 بود خوشم میومد :ددی یادمه آواتارش یه دختره بود که چتر داشت {-137-} اما الان فهمیدم چه اشباه بزرگی کرده بودم {-163-} اما کلا شومپت ِ خوبیه :x:ددی

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

باید اعتراف کنم که ... {-128-} اوایل تا یه مدتی فکر میکردَم که @nikzad !!! هست !!! {-51-} واسه همین هم تویِ پُست های "سلام "که جوابمو میداد مثل بقیه دخترها تحویلش میگرفتم و حتی شکلک ... براش میذاشتم ! {-68-}{-152-} تا اینکه @saji جونم {-41-} بهم گفت ! اصَن شُد ناجووور ! {-64-} حالا هر وقت میبینمش یاد گفتنش میُفتَم ! {-20-}

این ارسال را بازنشر کرده است.
nastaran
nastaran

اعتراف میکنم تو مترو یه بار که حوصلم سر رفته بود وقتی همه داشتن سواره مترو میشدنو همو هل میدادن بلند گفتم هوی خره!! (البته با خواهرم بودما) کله اون جمعیت برگشتنو هر کی فک میکرد با اونم!!!

nastaran
nastaran

اعتراف میکنم بعضی وقتا اینقدر شیرازی میشم که حال ندارم پستای طولانیو بخونم!!!{-12-}

nastaran
nastaran

اعتراف میکنم واسه خریده روزه مادر از بابام 50000 تومن پول گرفتمو واسه مامانم رفتم خرید!! و واسه روزه پدرم میخوام از مامانم پول بگیرم برم واسه بابام خرید!!!!! (خب چیکار کنم زندگی خرج داره دیگه!!){-7-}

elaheh
elaheh

همیشه فکر می کردم وقتی 18 سالم بشه چه اتفاق عزیمی میفته ! اصلا یه سن آرمانی بود 18 سالگی از دوران طفولیت برام ... والا من هنوز دنبال اون اتفاق بزرگم :دی

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose

اعتراف می کنم .. تو خوابگاه دانشجویی بودیم .. سره یک کل کل کوچیک یخچال اتاق رو از بالکن طبقه 3 خوابگاه پرت کردم پایین وسط حیاط ... !! (البته تا ریال اخرش رو ازم گرفتن..) {-7-}

elaheh
elaheh

اعتراف می کنم یه بار از ترس آمپول به دندون پزشکم گفتم که دندون آسیای منو که به عصب رسیده بود بدون بی حسی خالی کنه :دی دندون پزشک حاج و واج موند اینجوری {-16-} منم بعد از عملیات مته و اینا بصورت جنازه رفتم خونه :دی