آتا/پدر
درد بی درمان من گفتنی نیست
آتا/پدر
سلام.چه جای سرسبزی.چرا باید تو اون اب و هوا دل ادم بگیره؟
آتا/پدر
یادمون باشه هیچوقت تو زندگی عجله نکنیم
آتا/پدر
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی..یا چه کردم که نظر باز به من می نکی
آتا/پدر
پسران علی و فاطمه زاتش سپرند// سپری کرد توانند تو را زاتش تیز///ناصر خسرو
آتا/پدر
وه که گر من بازبینم روی یار خویش را ...تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را
آتا/پدر
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت... دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوس
آتا/پدر
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد .... تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
آتا/پدر
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق ...نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز
آتا/پدر
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز ...چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
آتا/پدر
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.. واندر ان ظلمت شب اب حیاتم دادند
آتا/پدر
عشق به تراختور.پشت نوشته کامیون